آرامم

نه اینکه من آرامم، بلکه تویی تمامِ آرام و قرارم...

آرامم

نه اینکه من آرامم، بلکه تویی تمامِ آرام و قرارم...

آرامم

ای که گفتی جان بده تا باشدت آرامِ جان
جان به غم‌هایش سپردم نیست آرامم هنوز

دلم کودکی مان را میخواهد

زمانی که گذشت بی آنکه جز خاطره از آن چیزی بماند...

دلم بازی هایمان را میخواهد؛ بازیهایی در عین سادگی بسیار شیرین

دلم میخواهد  بازگردم تا برسم به تو، به کودکی هامان، به تو ای همبازی کودکانه هایم...

به تو که بعد از تو جز خاطره هایت و اندک یادگاری از تو برایم نماند

دلم بازگشت میخواهد؛ بازگشت به وسعت عمری میخواهد بی تو بگذرد...

همبازی کودکی هایم؛ دلم سخت تنگت است...

Aramam .F