آرامم

نه اینکه من آرامم، بلکه تویی تمامِ آرام و قرارم...

آرامم

نه اینکه من آرامم، بلکه تویی تمامِ آرام و قرارم...

آرامم

ای که گفتی جان بده تا باشدت آرامِ جان
جان به غم‌هایش سپردم نیست آرامم هنوز

آن کوچه را بخاطر میاوری؟ کوچه ی تمام روزهای خوش

پیش تر ها بیشتر به آن سر میزدی؛ من نیز همینطور...

آن کوچه دلخوشی من بود.

بعد از تو باز هم من به آن کوچه سر میزنم؛ به امید بازگشتت...

امیدی شاید واهی ولی...من باز هم میروم!

میدانم روزی باز خواهی گشت...

*بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم... فریدون مشیری

Aramam .F