آرامم

آرامم

ذوقِ شعرم را کجا بردی که بعد از رفتنت
عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد...

اگر زندگیم را به شطرنج تشبیه کنیم همیشه‌این تو بودی که کیش دادی

و این من بودم که در ثانیه ثانیه ی این بازی مات تو و چشمانت شدم...

 

چشمانی که به سیاهی شب دهن کجی میکنند...

Aramam .F