آرامم

نه اینکه من آرامم، بلکه تویی تمامِ آرام و قرارم...

آرامم

نه اینکه من آرامم، بلکه تویی تمامِ آرام و قرارم...

آرامم

ای که گفتی جان بده تا باشدت آرامِ جان
جان به غم‌هایش سپردم نیست آرامم هنوز

اگر زندگیم را به شطرنج تشبیه کنیم همیشه‌این تو بودی که کیش دادی

و این من بودم که در ثانیه ثانیه ی این بازی مات تو و چشمانت شدم...

 

چشمانی که به سیاهی شب دهن کجی میکنند...

Aramam .F