حساب هایم را جمع بسته ام. من بیشتر از آن که از تو طلب داشته باشم؛ به تو بدهکارم...

من هزاران دوستت دارم به تو بدهکارم، هزاران عاشقانه، هزاران بوسه، آغوشم، هدیه هایی که برایت انتخاب کردم، لباس هایی که برایت پسندیدم و هزاران رز سرخ

میبینی؟ من با این همه بدهی چه کنم؟

اصلا من طلبم را که آرامش وجودت است؛ میبخشم ولی تو کدامیک از طلب هایت را به من میبخشی؟

من پی بخشش نیستم در پی تسویه حسابم!!!

باور کن با این همه بدهی کوله بارم سنگین است...

کاش روزی برسد که بتوانم تمام بدهی هایم را به تو بپردازم...