وقتی کوچک بودم؛ اذیتم میکردی و اشکم را در می آوردی...

بزرگ شدم؛ دلم را بردی و برایم دنیایی دلتنگی بجا گذاشتی و چشمانی خیس از ندیدنت...

حال هم دیدنت با اویت ناخودآگاه اشکم را در می آورد...

ولی اشکال ندارد هر قطره اشکم فدای لبخندهایت:)

فقط تو بخند:)