مینشینم با حوصله و برای چندمین بار عکس هایش را نگاه میکنم و میبوسمشان...

میخندد؛ خنده هایی از ته دل که دلم را میلزانند؛

خنده هایی که امیدی برای زندگی در این روزهای سیاه است.

به وجد می آیم از خنده هایش:)

بنیامین را میگویم...

نمیدانی چقدر خوشحالم که هستم و فرزندت را کنارت و در آغوشت میبینم.

نمیدانی چقدر پدر شدن برازنده ات است.

خوشبحال کودکی که تو پدر اویی...

جانان دلم، این عکس دو نفره تان بدجور دلم را به بازی گرفته است...

 

*مطمئنا بهترین عکس های دنیا جز عکس های تو و بنیامین نمیتواند باشد:)