*بی تو در هر نفس اشک در چشمانم جمع میشود...

ترجمه در ادامه مطلب

آخرین شمعدانی ها هم پژمرده شدند
تو آنجا و من اینجا ، دلم می سوزد
این جدایی نیست ، برای من مرگ است
چی میشه ، گریه نکن
این عشق در قلبم پنهان است
تو هم نرو
اینچنین با رنج ها و تلخی ها
جدایی چرا ؟
در آن چهره معصومت
هر حرفت مانند سکوتی گویا
اگر بگویی برو و اگر بگویی بمان
اشک در چشمانم جمع میشود 
در آن تن معصومت ، دست های خسته ات
همیشه اندوه است
بی تو در هر نفس
اشک در چشمانم جمع میشود
به زخم هایم دست نزن
در درونم راه های بن بست
نکن
از لب هایت در قلبم ریخته
آن را تلخ نکن
به زخم هایم نزن
در بهارم برف نبارد
نکن
از لب هایت در قلبم ریخته
آن را تلخ نکن