لحظه ها...

بدترین لحظه های عمرم همون لحظه هایی بود که شب نامزدیت گوشیتو دادن دستم تا از رقص دو نفرتون فیلم بگیرم...

فقط چند دقیقه بود ولی واسه من یه عمر گذشت:(

*کاش هیچوقت اونجا نبودم...

  • :)
این احوالات تلخ شما تمامی ندارد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!............
یادآوری گذشته بود...
چقدر سخت:(
عذاب واقعی...
:(
اینقدر خودتون رو اذیت نکنید!!!!!!!!!!!!!!!
هرکاریم کنم اینا همه ی زندگیمه...
درک کردنش برای خیلیا سخته
تا تجربه نشه درک نمیشه...
منم تجربه فیلم برداری از همچین صحنه ای داشتم ولی با این تفاوت که من حسی نداشتم و داماد به من حس داشته! خب خیلی بد بود دلم نمیخواست حداقل همش تو دیدش باشم

رمز پست قبلی رو ممکنه داشته باشم؟:)
:(...
حتما...
پنجشنبه ۹ شهریور ۹۶ , ۱۰:۴۳ 😊 😍 زهـღـرا 😍 😊
هعیییییییییییییییییییییییییییییییی
هعییییییییییییییییییییییی:(
سخت
خیلیییییی سخت...
هر چی خواستم برات بنویسم نشد .....

:)
همین که میای میخونی کافیه عزیز:)
پنجشنبه ۹ شهریور ۹۶ , ۱۵:۵۷ علیرضا امیدیان نسب
گذشته گذشته باید دفنش کرد
با غم با یاد اوریش چیزی حل نمیشه
با اینکه هی بشینیو هی فکر کنی اونجا عذاب میکشیدی هی هعیییی بکشی
چی درس میشه یکم به فکر خودت باش یکم برا خودت ارزش قائل باش
اینقدر خودتو برا یه نفر که بهت اهمیت نداده بی ارزش نکنو بهش فکرنکن هی اه بکش
روزی میرسه از این کارت واقعا پشیمون میشی
روزایی که با غم گذرکندیو بعدا متوجه میشی چه چیزیو از دست دادی
...
پنجشنبه ۹ شهریور ۹۶ , ۲۰:۵۰ سیّد محمّد جعاوله
توکل به خدا کنید
همیشه توکلم به خداست...
حرف نزدن من بهتره الان ):
چرا خب؟!!!
حرف بزنید:)
من خوب میفهممت
یه بار عشقم بهم گفت تو مثل خواهرمی بعد از عشقش با کسی دیگه برام تعریف کرد
:(
ناراحت شدم عزیزم...
خیلییییی بده.
و من هم با دوربین مشغول عکس انداختن بودم!! :(
[دوسال پیش]
:(...
هعییییییییی
نمی تونم نمی دونم الان چه حرفی بزنم فقط سخت خیلی سخت..
ممنون از حضورت عزیز:)
خیلیییی سخته واقعا:(
سخته
خییییییییییییلییییییییی سخته...
خیلی سخته ولی من حاظرم جای شما باشم و زیر اسمونی باشم که اونم هست ولی نمیشه همین که چند متر باهاش فاصله داشته باشم برام کافیه 囧
هعییییییییییی
شا باشییییییی:)
میتونم‌درک کنم چقد سخته دوست داشتنه کسی که دیگه تو نخواسته !شایدم نمیدونسته
هعییییییی...
کاش درک نمیکردی:/
مرسییییییی از حضورت:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

آرامم

نه اینکه من آرامم؛ بلکه تویی تمام آرام و قرارم...

تقویم را بکش به عقب تر...
من را بمیر قبل تولد...
:'(...
----------------------------------------
گاهی می اندیشم؛
خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید؟
آن زمان که خبر مرگ مرا
از کسی می شنوی، روی تو را
کاشکی می دیدم.
شانه بالا زدنت را،
- بی قید
و تکان دادن دست که،
- مهم نیست زیاد
و تکان دادن سر را که،
- عجب! عاقبت مرد؟
- افسوس!
- کاشکی می دیدم.
من به خود می گویم
«چه کسی باور کرد
جنگل عشق مرا
آتش عشق تو خاکستر کرد؟»
مصدق
پیوندهای آرامم:)
Designed By Erfan Powered by Bayan