آرامم

نه اینکه من آرامم؛ بلکه تویی تمام آرام و قرارم...

آرامم

نه اینکه من آرامم؛ بلکه تویی تمام آرام و قرارم...

آرامم

وقتی به تو فکر میکنم!
همه ی وجودم را میگیرد؛
این حس نحس نداشتنت...
------------------------------------------------------
شهامت میخواهددوست داشتن کسی که
هیچوقت
هیچ زمان
سهم تو نخواهد شد!
------------------------------------------------------
از وقتی عاشقانه هایم را در معرض دید همه گذاشتم؛
همه...
دنبال تو میگردند...
-------------------------------------------------------
مثل گل های ترک خورده کاشی شده ام
بعد تو پیر که نه ،من متلاشی شده ام...

بچگانه(کمی خاطره بازی)

دوشنبه, ۱۷ مهر ۱۳۹۶، ۰۶:۱۳ ب.ظ

تقریبا بیست روز است به این خانه آمده ایم. راستش دلم اصلا برای خانه ی قبلی تنگ نشده است برای هیچ چیزش جز خاطراتی که در آن خانه با تو داشتم.

دلم میخواهد زودتر بیایی و خانه ی جدیدمان را ببینی. راستی تابم را هم آورده ام. همان تابی که قرار بود بابا آن را به شما بدهد و من با گریه و زاری مانعش شدم. دلم می خواهد بنیامین را بیاوری تا سوار تابم شود. برایتان از درخت سیب ترش پاییزه داخل حیاط سیب بچینم. حیاط اینجا از حیاط خانه ی قبلی بزرگتر است می شود در آن یک دل سیر فوتبال بازی کنیم. قول میدهم مثل بار قبل دروازه بان خوبی برایت باشم. قول میدهم توپ والیبالم را بدهم تا با آن فوتبال بازی کنی و آنقدر محکم شوت بزن تا پنچر شود؛ اصلا خراب هم شد فدای سرت دیگر گریه نمیکنم و غر نمیزنم. اگر بیایی همه ی ژل مویم را میدهم روی سرت خالی کنی اصلا هم اشکال ندارد که سیم تلفن های درهم پیچیده ی روی سرم دیگر صاف نشوند. بیا باز هم باهم آدامس بخوریم و ساعت دوازده شب آدامس های جویده شده را روی زنگ خانه ی همسایه ی آقاجان بچسبانیم و پشت دیوارشان قایم شویم و ریزریز به آن ها بخندیم. اگر باز هم از پله ها مرا هل دادی و افتادم دیگر به کسی نمیگویم. غوغولی طبقه ی پایینتان را هم باور میکنم و از آن میترسم و نمیگویم دروغ میگویی. باهم میرویم طبقه ی پایین و گرگم به هوا بازی میکنیم. راستی بازی فکری رابین هود را یادت هست؟ اگر دوباره بازی کردیم و تو جرزنی کردی و فهمیدم دیگر به هیچکس نمیگویم. اصلا بیا با هم انیمیشن در جستجوی نمو یا شنل قرمزی و یا ماشین ها را تماشا کنیم. برای صبحانه، ناهار و شام سوسیس کالباس با نوشابه بخوریم. قول میدهم دوست داشته باشم حتی خیار شور و ترشی هم میخورم و از آن ها فرار نمیکنم. به مامان هم میگویم برایت شعله زرد درست کند. میدانم که دوست داری...

آنجا که بودیم وقت هایی که می آمدید و میخواستید بروید و نمیتوانستم به بدرقه تان بیایم پله های اتاق ممنوعه ی بالا را دوتا یکی بالا میرفتم و از پنجره رفتنت را به تماشا مینشستم. اینجا که آمدیم اتاقی را انتخاب کردم که به سمت حیاط پنجره داشته باشد تا وقتی آمدی تا لحظه آخر ببینمت ولی به کسی نگفتم دلیلم برای انتخاب کوچکترین اتاق اینجا چیست:)

* کودک درون بهانه گیر من...

۹۶/۰۷/۱۷
:)

نظرات  (۱۷)

این مخاطب بچگی کیه؟!
دلت شاد
پاسخ:
مخاطب همیشگی پست هام:)
دلیل نفسهام:)
مرسیییییی همچنین:)
با پاسخت کاملا فهمیدم کیه :)))
پاسخ:
خخخخ:)
چه تلخ خاطراتش رو یاد کردی!!!
زندگی همینه!!!
دلتون شاد!!!
پاسخ:
تلخ نبود کلیییییییی شیرین بود:)
...
مرسیییییی همچنین:)
متن زیبایی بود ، به جزئیات نمیپردازم😃
پاسخ:
ممنون:)
۱۷ مهر ۹۶ ، ۲۲:۰۴ هویجوری :)
پس استارت این عشق از بچگی خورده:) عشقای کودکی خیلی پاکن...ولی کم پیش میاد پایدار باشن
پاسخ:
بعله واقعا پاک و شیرینن:)
فعلا که پایداره تا ببینیم چی پیش میاد...
۱۷ مهر ۹۶ ، ۲۲:۳۶ آقای ربات
:)
پاسخ:
:)
ای جان
حال دلت خوش..
ک این روزا قراره بیشتر درکت کنم :(
پاسخ:
مرسیییییییی خانومی:)
همچنین...
خدا نکنه:/
امیدوارم به ارامش برسی
پاسخ:
مرسیییییی عزیزم:)
همچنین...
۱۸ مهر ۹۶ ، ۱۵:۱۰ علیـ ــر ضــا
😊😊😊
هعییییی
پاسخ:
:) :) :)
هعیییییییییی...
چه کردید با ما با این پست (:
پاسخ:
چه کنیم دیگههههه؟!!!
کاریه که ازمون بر میاد:)
۱۸ مهر ۹۶ ، ۲۱:۰۱ ویرا بانو
:(الهی عزیزم
چقدر سخته آدم عشقش جلو چشمش باشه ولی کاری از دستش برنیاد:(
پاسخ:
...
مرسیییییییی عزیز از حضورت:)
۱۸ مهر ۹۶ ، ۲۲:۲۶ سام نجفی نیا
قلمت سبز
پاسخ:
ممنونم:)
همچنین...
:)
ولی غمگین بود و به جورایی شیرین.
پاسخ:
:)
آره کمی تا قسمتی...
مرسیییییییییی عزیز:)
چه با احساس:)))
پاسخ:
مرسیییییییی خانومی:)
بعضی وقتا خاطر ها اشک ادم رو درمیارن:(
پاسخ:
آره واقعا...

۲۰ مهر ۹۶ ، ۲۰:۳۷ فرشاد وزیری
خیلی قشنگ بود
خیلی قشنگ بود
خیلی قشنگ بود
خیلی قشنگ بود
خیلی قشنگ بود
خیلی قشنگ بود
خیلی قشنگ بود
خیلی قشنگ بود
خیلی قشنگ بود
خیلی قشنگ بود
خیلی قشنگ بود
خیلی قشنگ بود
واقعا دوست داشتم ^_^
اصلا هم فکر نکن یاد بعضی نفرات افتادم که جایشان در این دنیا خالیست!
آسمان این دنیا برای پروازشان کوچک بود
پاسخ:
خیلیییییییییییییییییییییییی مرسیییییییییییییییی:)
هعیییییییییییییییییی...
جای خیلیا خالی:/
واقعن احساسی بود:)
امیدوارم به ارزوهات برسی:)))
پاسخ:
ممنون:)
مرسییییییییییییی همچنین:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">