قرار بود رفتنم طولانی مدت بشه تا اون حس خوب از دس رفتم بازم برگرده...

فک نمیکردم حالم به این زودی خوب بشه؛ ولی خدارو شکر عالیییییم:)

قصد نداشتم به این زودی برگردم ولی خب مگه میشه از حال خوش این پستا و کامنتا گذشت؟!!!

 

مرسی که مهربونید:)مرسی که خوبید انقدر:) مرسی که هستید:)))

مرسی که وقتی قصد رفتن کردم بی تفاوت نگذشتید و دلیل برگشتنم شد مهربونیتون:)

همین نرو؛ کجا؛ چرا ها دلگرمی بود:)

همشون باارزش بودن واسم:)))خیلییییییی ماهید:)

کلیییییییی حالمو خوب کردید:)

ممنونم از دوستای عزیزم تارا، نیلگون، خرگوشک، سحر، مریم، میس بل، آرام، جناب یک بلاگر، آقای امیر+، آقای سپهر، آقای محمد، آقای پوریا، جناب سکوت محض، آقای وحید

*ممنونم که باعث رفع اون عذاب وجدان لعنتی شدید:)))

حنانه جونم برگشتم زودتر از چیزی که قول داده بودم:)))

خرگوشکم کوووووووووجاییییییی؟:)))

 

 

*همین اول یه چیزیو بگم:اگه کسی مایل بره بابت اون قضیه ای که آخرین بار اتفاق افتاد لطفا بره...چون دلم نمیخواد کسی با ذهنیت خراب آرامم رو دنبال کنه. پس اگه اینطوره لطفا قطع دنبال کنه و بره...