ترجیحم بر عمو بودنه!!!

این نوشته صرفا یک خاطره است...

نشسته بودم کنارش. خواب بود؛عمیق. داشتم واسه بیدار کردنش نقشه میکشیدم تا از دقیقه هایی که تو و مامانش نیستید استفاده کنم و یکمی باهاش بازی کنم. آخه من نی نی خیلی دوس دارم بخصوص بنیامینو. ولی دلم نمیومد بیدارش کنم. یکم گذشت چشای خوشگلشو باز کرد و یکم جمشون کرد و حالت گریه به خودش گرفت که من شیرجه زدم واسه بغل کردنش.بابات گفت: این بچه انقد آرومه که گریه نمیکنه بغلش نکن خسته میشی. گفتم: نه، میخواست گریه کنه و با ولع به آغوشم کشیدمش:) خیلی بغلی بود. انقد ناز خودشو توی بغلم جا کرده بود که دلم می خواست بچلونمش ولی ترسیدم دردش بیاد. به زور سعی میکرد دستشو تا مچ جا بده توی دهنش! دستمو بردم جلو و دستشو از دهنش کشیدم بیرون که دستمو دو دستی چسبید و کرد توی دهنش. دستمو که توی دستش فشار میداد نخوناش میکشید روی دستم. گفتم: چقد ناخوناش تیز و بلندن! به مامانش بگم ناخوناشو بگیره. یه وقت نکشه پوست خودشو زخمی کنه. بابات گفت: بذار باباش بیاد اون همیشه ناخوناشو میگیره. توی همین حال دستم خورد به پاهاش دیدم یخه. گفتم: جوراباش کجاست بپوشم واسش سردش نشه؟ بازم جواب داد: باباش بیاد میپوشه واسش دست اونه. شروع کرد دس و پا زدن و تکون خوردن توی بغلم. همینطوری که آروم باهاش حرف میزدم و بازی میکردم یهو گفتم نکنه خودشو خیس کرده باشه که انقد تکون میخوره. به زبون که آوردم بازم همون جواب قبلیو شنیدم: بذار باباش بیاد... دیگه ترسیدم بگم گشنشه و دستمو تا بازو خورد!!! گفتم الان جواب میگیرم: بذار باباش میاد شیرش میده!!! بیخیالِ حرف زدن شدم و همونطوری که بغلم بود رفتم پیش مامانت. یهو مامانت صداشو مث بچه ها کرد و شروع کرد به حرف زدن باهاش. وای گل پسر رفتی بغلِ عمه! بیا پایین خسته نکن عمرو... منم لبخند میزدم بابت لقب جدیدی که گرفته بودم! یکی نیس بگه این بچه که سه تا عمه داره مث شاخِ شمشاد، دایی و خالم که داره، پدربزرگ مادر بزرگاشم که صحیح و سالمن پس فقط میمونه خان عمو!!! که اونم به من یکی نمیخوره ولی بازم دوس ندارم عمه ی پسر تو بشم:/ ترجیحم بر بی نسبت بودنه یا حداقل خان عمو بودن؛ والاع!!! و همونطوری لبخندزنان بابت نسبت جدیدم با تو اومدم بیرون... ینی در بهترین حالت ممکن من باید خواهر عشقم باشم:/...

  • :)
تلخ بود ..کاش پایان خاطرت یه جور دیگه میشد
...
کاش...
خوش اومدید:)))
سلام

چقدر عجیبید شما!!.

چه دوست داشتن عجیبی!!

باید کنار بیایید با واقعیت که هرچند تلخه!!


دلتون سرشار ارامش
سلام

واقعا؟!!!

جدی؟!!!

سعیمان براین است...

مرسییییی همچنین:)))
خدانگهش داره واسه خانوادش . . . :)
انشاالله:)))
ممنون:)
هعی
هعییییی...
چقد جالب

دوس داشتن خیلی خوبه خیلی خوبه که دوسش دارید هنو دوسش داشته باشید و با دید خوب بهش نگاه کنید غمگینانه نباشه

میخواست عمت کنه که بهت فحش بده خخخخ # شوخی

دنیاتون بی غم
:)))

سعیمو میکنم یکم دیدم مثبت بشه:)

هموووووون:/خخخخخ...

مرسیییییی همچنین دنیای شما:)))
اوخییییی
:))))
حالا عمه باشی چی میشه 😊
در کل ما هم به خواهر پدر و هم به خواهر مادر ( عمه و خاله ) میگم تُررو میگیم یعنی فقط همین 😉 یعنی فرقی بینشون نیست 😊😊
و زیاد هم حکایت مسخره کردن عمه نیست 😁😁
حالا زیاد سخت نگیر عمه آرام 😁😁😁
نوچ مشکلم با عمه شدن نیس:/مشکلم عمه ی این بچه شدنه..‌.
چه جالب:)))
و اینکه سه تا عمه داره ولی عمو نداره خوووووو...
نه بابا بیخیالش:)
گوگولی :))
:)))
هععی....
هعیییبییی:/...
دوشنبه ۲۳ بهمن ۹۶ , ۱۲:۳۳ علیرضا امیدیان نسب
هعیی
واقعا اقا وحید درس میگه چه دوس داشتن عجیبی
واقعا باید باهاش کنار اومد اونم فقط میتونه یه راه داشته باشه واونم اینه که یکی بهتره اون جاشو بگیره مطمئنن یه ادم پیدا میشه دلتو ببره:)
نمیدونم چی بگم...
ولی کاملا مخالفم با حرفاتون...
:(چقدر تلخ
ارام جانم دنیات پر از شادی های بسیار بسیار **
بیخیال مریمی:)))
مرسییییی عزیزم:)دنیای توام پر از شادی:)))
وای ارامم بهت نسبت دادن
ولی اون خودش این نسبتو بهم داد
خواهر:(
هعییییی بل جونم چی بگم:'(...
آخییی
:)))
🙄🙄🙄😑😞

چقد تلخ...

نمیدونم چی بگم

😘😘
بیخیال فاطمه گلییییی☺☺☺
خخخخ ای جانم خدا حفظش کنه
عمه داشتن خوبه ولی من ندارم:(
خخخخ:)))
مرسیییییی نفسییییی:)
چه حیف:/
اووو طولانیع ...خخخ
میام میخونم واست وارسی موکونمش عشقم
خخخخخخ:)))
باوشه گوگولیییییی❤❤❤
تو نخونده عزیزییییی:)فدات...
الهیی:(
خوش اومدی عزیزم:)))
بخند خب:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

آرامم

نه اینکه من آرامم؛ بلکه تویی تمام آرام و قرارم...

زنده بی جان نتوان بودن و او جانِ من است...
پیوندهای آرامم:)
Designed By Erfan Powered by Bayan