آرامم

آرامم

ذوقِ شعرم را کجا بردی که بعد از رفتنت
عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد...

این بار دستش را محکم تر میگیرم و دنبالِ خودم میکشانمش. لج میکند؛ پایش را بر زمین میکوبد و متقابلا دست مرا به عقب میکشد.میخواهد به عقب باز گردد. باید جدی تر با او رفتار کنم. انگار ملایمت و مهربانی کارهارا خراب کرده است. شاید باید تهدیدش کنم! اما تهدید به چه؟ او که آب از سرش گذشته. نگاهش میکنم با خشم ولی پایش را محکم تر به زمین میکوبد و میخواهد برگردد. با چشمانم به او میگویم: آخر کی میخواهی بزرگ شوی؟ ولی جوابم میشود کشیدن دستش و دویدنش به عقب. دنبالش میدوم. سرعتش را بیشتر میکند. آخر چرا نمیخواهد بفهمد؟!!! دستم را میبرم تا به سمت خودم بکشانمش ولی او دورتر میشود. ناگهان بر زمین می افتد و از درد به خود میپیچد. با عجله خودم را به او میرسانم ولی او حتی نمیگذارد کمکش کنم. با چشمانی پر از اشک و پایی که از درد می لنگد باز هم راهش را در پیش میگیرد تا برگردد. خیلی خودم را کنترل میکنم تا در آغوش نکشمش. آخر قرار است جدی تر باشم. مستاصل مانده ام بین اینکه رهایش کنم ولی مگر بدون او میتوان زیست و یا اینکه در پی او بروم ولی در نهایت معلوم نیست به کجا میرسم. باز هم صدایش میکنم بلندتر از فبل. اما جوابم را نمیدهد. با سرعت به سمتش میروم. می ایستد تا مرا هم همگامِ خود کند. وقتی به کنارش میرسم دستش را میگیرم و باز هم میخواهم مانع رفتنش شوم ولی این بار مغلوب چشمانِ خیس و اشکیش میشوم. تسلیمش میشوم. همراه و همگامش میشوم. زیرچشمی نگاهش میکنم. شاید خودش هم میداند این راه سرانجامی ندارد ولی باز هم بر رفتن اصرار دارد. با اویی که در کنارم هست مشغول صحبت میشوم. آخر دلِ کوچک و ساده لوحِ من چرا نمیخواهی بزرگ شوی؟ چرا نمیخواهی حقیقت را باور کنی؟ چرا نمیخواهی فراموش کنی؟ چرا وقتی میدانی راهِ پیشِ رویت کوچه ایست بن بست، دشتیست رو به دره و نهایتا شاید سقوط باز هم به رفتن اصرار داری؟ و تنها با یک کلمه مرا باز مغلوب میکند. اسمت را می آورد و ما همراهِ هم، مسافر جاده ای میشویم که شاید انتهایش تو باشی و شاید...

Aramam .F

نظرات  (۶)

۱۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۱:۱۱ علیرضا امیدیان نسب
چه متن جالب و عجیبی بود واقعا
حالا مخاطبش خودتون بودین؟
پاسخ:
دیدگاهتون جالبه...
خودمو دلم:)))
بیام بزنمش درستش بشه ؟😕
بچه پرو 😑
اذیت نکن آرام رو وگرنه با دمپایی میزنمت😡
پاسخ:
وایییییییی آرام جونم دس بزنت خعلی خوب کار میکنه ها...
خخخخخ:)))
حرف گوش نمیده بچه پرو...
عزیزِ منیییییی❤❤❤
خودت میدونی ولی داری ادامه میدی :)
پاسخ:
خودم میدونم ولی دلم داره ادامه میده:)))
انتهاش به عقلانیت رسید!!!!
پاسخ:
فعلا اتنهاش به جایِ خاصی نرسیده...
شاید ...
پاسخ:
بیخیالِ شایدِ آخرش:)))
۱۵ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۱:۱۶ علیرضا امیدیان نسب
واقعا؟
دلتون همیشه شاد:)
پاسخ:
ممنون

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">