آرامم

نه اینکه من آرامم، بلکه تویی تمامِ آرام و قرارم...

آرامم

نه اینکه من آرامم، بلکه تویی تمامِ آرام و قرارم...

آرامم

ای که گفتی جان بده تا باشدت آرامِ جان
جان به غم‌هایش سپردم نیست آرامم هنوز

جانِ دلم تو هنرمندی؛ نه آنکه با شعری، قصه ای، آهنگی دل میبرد...

تو هنرمندی که با دستِ خالی؛ دل را که سهل است جان را بردی...

Aramam .F