آرامم

نه اینکه من آرامم، بلکه تویی تمامِ آرام و قرارم...

آرامم

نه اینکه من آرامم، بلکه تویی تمامِ آرام و قرارم...

آرامم

ای که گفتی جان بده تا باشدت آرامِ جان
جان به غم‌هایش سپردم نیست آرامم هنوز

هرکسی شیوه ی خودشو داره برای عاشقی، روش خودشو داره برای دوست داشتن و دوست داشته شدن.

منم یکی مثل بقیه، شاید هم کمی متفاوت تر...
من زیاد روشن فکر نیستم توی دوست داشتن، کسی که مال منه یعنی مال منه، تمام و کمال...
یعنی اسم کوچیکشم برای منه،
میم مالکیت ته اسمش،
جانش،
اولویتش،
توجهش،
حواسش،
تعصبش،
نگاهش،
صداش،
عکساش،
رازهای مگوش،
همه ی وجودش...
حتی اندازه ی یه جانم گفتنش به غریبه ها هم بخشنده نیستم توی عشق، یا به قدر شنیدن اسم کوچیکش بی پسوند و پیشوند از زبون هم جنسام. اگه قرار به بخشیدنی هم باشه، می‌بخشمش به همونایی که بودنشون توی زندگیش توجیهی نداره جز راحت بودنی که منو ناراحت میکنه!
هرکسی شیوه ی خودشو داره برای عاشقی، من اما انحصار طلبم. سبک عاشقیم کهنه و گرد و غبار گرفته ست. تا ابد اُمُّل وار متعصبم روی عشقم و بکر موندنش...
شاید خنده دار به نظر برسه ولی...
من جامونده ی نسلیم که هنوز غیرت دارن روی عشق!
طاهره اباذری

Aramam .F