آرامم

نه اینکه من آرامم؛ بلکه تویی تمام آرام و قرارم...

مگه من کیم؟

مگه من کیم که میگن لیاقتتو نداشت؟

اصلا چطور میشه لیاقت آدمارو سنجید؟

چطور میشه ندیده و نشناخته به کسی گفت: بی لیاقت؟

من که از تو بالاتر نبودم...

اگرم بودم انقدر دوست داشتم ودارم که یا خودمو بکشم پایین یا دست تو رو بگیرم؛ بکشم بالا...

هیج کس حق نداشته و نداره راجب تو فکری کنه...

تو همیشه واسه من بهترینی:)

  • ۱۹ نظر
    • :)
    • سه شنبه ۳ مرداد ۹۶

    قدیمی ولی خاطره انگیز

     

     

    * اگه دنیا بخواد منو و تو تنها بمونیم؛ واست میمیرم جواب دنیارو میدم...

  • ۶ نظر
    • :)
    • سه شنبه ۳ مرداد ۹۶

    عوارض

    عوارض داشت؛ رفتنت...

    هنوز هم تکه هایی از وجودم پشت دیوار آن اتاق باقیست؛

    موهایی که سفید میشوند بدون آنکه به کهنسالی برسم؛

    چشمانی که هنوز هم مات رفتنت در آن شبند؛

    بغضی که با هر تلنگر میشکند؛

    اشک هایی که پنهان کردنشان سخت شده است؛

    لب هایی که انگار خنده بر آن ها حرام است؛

    و نقابی که این روزها جزء جدا نشدنی این صورت است... 

    میبینی؟

    رفتنت عوارض جدی داشت؛ خیلی جدی...

     

     

    ولی با همه ی این ها مطمئن باش

     

    *مطمئن باش کسی قادر نیست منو از عشق تو برگردونه:)

     

     

  • ۱۰ نظر
    • :)
    • دوشنبه ۲ مرداد ۹۶

    کاش میشد...

    من با این آهنگ کلی از گریه های شبونمو توی بالش خفه کردم...

     

     

     

    * کاش میشد شبا با گریه، بگم هرجوریه برگرد...

  • ۱۶ نظر
    • :)
    • يكشنبه ۱ مرداد ۹۶

    :( ...

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
    • :)
    • يكشنبه ۱ مرداد ۹۶

    اشک هایم

    وقتی کوچک بودم؛ اذیتم میکردی و اشکم را در می آوردی...

    بزرگ شدم؛ دلم را بردی و برایم دنیایی دلتنگی بجا گذاشتی و چشمانی خیس از ندیدنت...

    حال هم دیدنت با اویت ناخودآگاه اشکم را در می آورد...

    ولی اشکال ندارد هر قطره اشکم فدای لبخندهایت:)

    فقط تو بخند:)

     

  • ۱۷ نظر
    • :)
    • شنبه ۳۱ تیر ۹۶

    هشتاد کیلومتری دوس داشتنی من!

    من خیلی اون هشتاد کیلومتریو دوس دارم...

    اصلا هرچی به تو مربوطه دوست داشتنیه؛ حتی اون جاده؛ حتی اویت

    اون شب طوفانی بهمن ماه که نزدیک بود توی اون جاده تریلی از رو به رو سرنوشتمونو رقم بزنه هم باعث نشد ازش بدم بیاد!

    مگه میشه جاده ای که تهش برسه به تو رو دوست نداشت؟!!!

    اصلا همه چی کنار تو دوست داشتنیه...

  • ۱۴ نظر
    • :)
    • پنجشنبه ۲۹ تیر ۹۶

    تنها بیا

    به خوابم می آیی

    و خوابم با وجودت رنگی میشود؛ زیبا میشود؛ رویا میشود...

    ولی بی انصاف

    خودت تنها بیا

    اویت را کجا می آوری؟

    من که دیگر قبول کردم سهم من نیستی:'(

  • ۷ نظر
    • :)
    • سه شنبه ۲۷ تیر ۹۶

    کجا باید برم بی تو؟ تویی که قد دنیامی

    * ته دنیام نزدیکه...                  

  • ۴ نظر
    • :)
    • دوشنبه ۲۶ تیر ۹۶

    لطفا خوشبخت شو

    حالا که سهم من نیستی

    حداقل برای آرام شدنم؛ با اویت خوشبخت شو...

    بدان تا تو خوشبخت نشوی من، مرده یا زنده، آرام نمیگیرم

  • ۱۰ نظر
    • :)
    • دوشنبه ۲۶ تیر ۹۶