آرامام

آرامام

بی سرزمین تر از باد...

۱۴ مطلب با موضوع «سه نقطه» ثبت شده است

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

* بعد از رفتنِ تو به درک گفتن به همه ی رفتنها شدیدترین واکنشم بوده!

* همش دلم تنگ میشه برای انجمن نجومی که هیچوقت عضوش نبودم!
* کاش منم مثل جودی یه بابالنگ دراز داشتم که از همه چی واسش مینوشتم.
* به درک...
* هنوزم مثل اوایل از بردن توی بازی کوییز خوشحال میشم!
* همه ی دوستیای اینجا به کامنت گذاشتن ختم میشه ینی اگه کامنت گذاشتی دوست به حساب میای اگه نه هیچ... بیانِ واقعیته نه گله گذاری!
* میگه اگه بهش بگم دوسش دارم از دست میدمش؛ نمیگم تا بیشتر کنارش باشم!
* بخندیم یا نه دنیا همینه! پس بخندیم:)
* اگه سیگار کشیدن نماد روشنفکریه من ترجیح میدم از همه خاموش فکرتر باشم! 
* تا وقتی مث کوه پشتش ایستاده دلم قرصه... چقدر خوبه که همه جوره حامیه واسش
* لُپوها رو فقط باید دوس داشت!

 

حتی اگه کَچَلَم! بشی دوسِت دارم:))

دقت کردید هرچی بیماری و ویژگی چَپَل چُلاقه با احتمال نزدیک به نود درصد! موروثی میشه؟!!!
لبخندِ بعضی آدما انقد قشنگه که وقتی میخندن از نگاه کردن بهشون خسته نمیشی:)
نمیدونم چطوری از اون لبخندِ به پهنای صورت گذشت و غم توی چشمارو دید!

باور کنید همه آدمها نمی آیند که تا ابد بمانند،
اصلا رسالت یک سری از آدمها
این است بیایند، عادتت دهند و وابسته ات کنند به خودشان،
به حرف زدنشان و حتی به نفس هایشان،
بعد بدون هیچ دلیل و توضیحی بروند...
بروند تا مردن و دم نزدن را به شما یاد بدهند،
بروند تا بفهمید همیشه آنطور که میخواهیم و انتظار داریم پیش نمیرود...
یک سری آدمها هستند از دور که میبینی، میفهمی این آدم قرار است بشود درسِ زندگی
نه فردِ زندگی....
دل نبندید به اینها،
دل بستن به آنها شاید جذاب به نظر برسد ولی دل کندن از آنها جان کندن محض است...

* نمیدونم از کیه.

* هفتم بهمن ۹۷ نوشته و پیش نویس شده. پیش نویس شد  که شاید .‌.. ولی نه هیچی قرار نیست عوض بشه.

* چند تا دیگه بدونِ عنوان از سالِ قبل دارم که اگه وقتش شد منتشرشون میکنم.

* خسته شدم از مسخره بازیای عید:/

* نمیدونم چرا انقدر دلم تنگه! حتی نمیدونم دلتنگ چیه! نمیدونم چی میخواد! فقط میدونم دلگیرم...

* وقتی قراره یه قصه ی ناتمام بمونه و ولی هیچ جوریَم ادامه پیدا نکنه همون بهتر فاصله ی بین قهرمانای داستان حفظ بشه.

* یکم یاد بگیریم:|

+ خب وقتی دوسش داره چرا جلو نمیره یا جلو نمیرید واسش؟! دیر نشه یه وقت...

- آخه کنکور داره.

+ چه خوب که ملاحظه می کنید فکرشو درگیر نکنید فعلا:)

- آره هم واسه اونه هم ببینیم چی قبول میشه.

+ ینی منتظره ببینه خانوم دکتر میشه که عاشقش بشه یا نه؟!!!

ملت دیگه روی هم حساب نمیکنن روی هم عابربانک باز میکنن. آینده نگری رو از ایشون و خانواده یاد بگیریم:/

میگفت: خداحافظ گفتم تا خداحافظیَت را نشنوم! رفتم تا رفتنت را نبینم!
اما نمیدانست من خداحافظ نمیگویم و آدمِ رفتن نیستم؛ من آدمِ ماندن تا ابدم...

متنِ یه دکلمه اس...

گاهی دلت از سن و سالت میگیره. میخوای کودک باشی آخه کودک به هر بهونه ای به آغوشِ غمخواری پناه میبره و آروم و راحت اشک میریزه اونوقت راحت خوابش میبره اما بزرگ که باشی مجبوری و باید بغض های زیادی رو دفن کنی. من تنها چیزی که از زندگیم یاد گرفتم اینه که تنها یه قلب برای من میتپه اونم قلبِ خودمه ولی من باز میگم و میخونم به نامِ عشق، به نامِ دل، به حرمتِ لحظه های بی تکرار، از همه مهم تر به شوقِ تو! آره، به شوقِ بودنت! به عشقِ دیدنت! آره، به عشقِ دیدنِ تو! تویی که تمامِ ثانیه هام پر از تکرارِ یادِ توست. آره، به نامِ عشق مینویسم که عاشقتم...

امشبم توی تنهاییام میشکنم؛ بی صدا و آروم. این روزا شکننده تر از هر روزم، دلتنگ تر از هر دلتنگی، تنهاتر از هر تنها. نمیدونم چرا! نمیدونم چِم شده! ولی دلتنگِتم. دیگه توانِ هیچیو ندارم نه طاقت تنهایی، نه طاقتِ دلتنگی، نه حتی طاقتِ زندگی؛ طاقتِ هیچیو ندارم! خستم! داغونِ داغونم!

چقدر دوس دارم دوست داشتنِتو؛ دوست داشتنِ تویی که ممنوع ترینی برای من، ممنوع تر از میوه ی بهشتی که آدم خورد و آخ...

دلتنگتم، دلتنگِ تویی که حقِ با تو بودن رو ندارم اما چقدر زیباست و قشنگ برای تو به یادِ تو نوشتن. آره بشنو، بشنو و دم نزن و فقط بدون که دنیای منی نه اصلا تو خودِ خودِ خودِ منی میدونم که میدونی. دقت کردی چقدر جالبه توی نبودنت آه میکشم، انتظار میکشم، درد میکشم، حسرت میکشم اما هنوز یاد نگرفتم نبودنت رو باور کنم و دست بکشم.

راستی میدونی چقدر خسته کننده میشه برات همه چیز وقتی روحت با جسمت اختلافِ سنی داره. ادعای بی تفاوتی خیلی سخته اونم نسبت به کسی که زیباترین حس دنیارو باهاش تجربه کردی. لعنت به امشب! هیچوقت فکرشو نمیکردم یه روزی با این سن این همه آه بکشم و همه وجودم بمیره و زنده شه، هیچوقت...

فکر کنم داری میشناسی من کیم آره درست فهمیدی من همونیَم که شبا با تنهاییام سرگرم میشم تا خوابم ببره. حالا شناختی بیا اصل بدم؟!

شب بخیر دورت بگردم...

خیالت برده خواب از ما و خود آسوده می خوابی
بخواب آسوده آرامم که جز این آرزویم نیست...
مهدی آسترکی

قشنگه هاااااا که مثلا یادش بیدار نگهت داره:) امااااااااااان از دلِ تنگ...
الان دقیقا مصداقِ یه بیمارِ سرطانیَم! که همه ی داروها و شیمی درمانی هاش داشته خوب جواب میداده ولی یهویی بیماریش عود کرده!
میگه که: اوضاع خراب است؛ مراعات کنید! اینم راست میگه.

هرکسی شیوه ی خودشو داره برای عاشقی، روش خودشو داره برای دوست داشتن و دوست داشته شدن.

منم یکی مثل بقیه، شاید هم کمی متفاوت تر...
من زیاد روشن فکر نیستم توی دوست داشتن، کسی که مال منه یعنی مال منه، تمام و کمال...
یعنی اسم کوچیکشم برای منه،
میم مالکیت ته اسمش،
جانش،
اولویتش،
توجهش،
حواسش،
تعصبش،
نگاهش،
صداش،
عکساش،
رازهای مگوش،
همه ی وجودش...
حتی اندازه ی یه جانم گفتنش به غریبه ها هم بخشنده نیستم توی عشق، یا به قدر شنیدن اسم کوچیکش بی پسوند و پیشوند از زبون هم جنسام. اگه قرار به بخشیدنی هم باشه، می‌بخشمش به همونایی که بودنشون توی زندگیش توجیهی نداره جز راحت بودنی که منو ناراحت میکنه!
هرکسی شیوه ی خودشو داره برای عاشقی، من اما انحصار طلبم. سبک عاشقیم کهنه و گرد و غبار گرفته ست. تا ابد اُمُّل وار متعصبم روی عشقم و بکر موندنش...
شاید خنده دار به نظر برسه ولی...
من جامونده ی نسلیم که هنوز غیرت دارن روی عشق!
طاهره اباذری

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

"آدم ها به دنبال لیاقتشان می روند" این جمله ایست که علت رفتن بعضی ها را برایمان توجیه می کند و بی لیاقتی شان را به نمایش می گذارد؛
اما ای کاش جمله ای هم بود که نوع رفتن آدمها را توجیه می کرد و چگونگی رفتنشان را به چالش می کشید.
من اگر بودم می گفتم "آدم ها بر اساس شرافتشان می روند"
به نظرم انسان های شریف با رفتنشان امید و انگیزه را در طرف مقابل نابود نمی کنند و او را یک عمر در برزخی از چراها نمی گذارند…
برای رفتن دلیل می آورند و هر چند تلخ، حقیقت را می گویند و ثابت می کنند اگر کسی رفتنی می شود پایان تمام آمدن ها رفتن نیست و قطعا زندگی ادامه دارد و مردانه می روند.
نه شبیه عده ای دیگر با دروغ ، با بهانه! نه شبیه آنهایی که با توجیه های مسخره درد رفتن را بیشتر می کنند و اصلا مهم نیست اگر طرف مقابل شان از ترس رفتنی مشابه برای همیشه چشمش را روی تمام آمدن ها ببندد.
به نظرم نوع رفتن آدم ها مهم تر و حساس تر از دلیل رفتن شان است؛
و به عده ای باید گفت "لیاقت ماندن اگر ندارید شرافت رفتن داشته باشید
"

فرشته رضایی


*زندگی دردِ قشنگیست بجز شبهایش! که بدونِ تو فقط خواب پریشان دارد...