آرامم

آرامم

من آن دریای آرامم که در من
فریادِ همه توفان هاست...
-----------------------------------
پستِ ثابتو دریابید:]

منوی بلاگ

دیدید بعضیا بعدِ یه سری شرایط و اتفاقا میگن دیگه هیچ جا، جای من نیست؟!

چقدر خوب میشد اگه آدم یه جایی رو داشت که میدونست همیشگیه واسش حتی اگه بدترین آدمِ روی زمین شده باشه...

:)
از صب تصمیم میگیره حتما واسه شام یه غذای عالی درست کنه. گزینه های زیادی میاد توی ذهنش... تهش به این نتیجه میرسه ماهی درست کنه! دس به کار میشه و تهشم کلی از عملکردِ خودش راضی و خوشحال...
ولی اون نمیدونه تو اصن ماهی دوس نداری:/...
:)
فرض کنید یکی از کسایی که بهتون نزدیکه یه ویژگی مث دروغگویی داره که شمارو به شدت آزار میده:/ ولی فک میکنه شما نمیدونید دروغ میگه و بعدِ هر دروغی خیلی حق به جانب برخورد میکنه و اگرم بهش بگید که میدونید دروغ میگه یا با دروغای دیگه سعی میکنه پنهانش کنه یا تهش یه کاری میکنه که شمارو مقصر کنه:/ بعد ادعای راستگوییم خیلی زیاد داشته باشه...

شما بودید چیکار میکردید ؟!!!

:)
من یه آدمیم که از پیشنهاد دادن خوشم نمیاد البته فقط واسه خودم! ینی دوس ندارم هیچوقت یه کتاب یا فیلم یا یه آهنگ رو به بقیه پیشنهاد بدم...ولی معمولا از پیشنهاداتِ بقیه لذت میبرم:)
ولی یه مجموعه چهار جلدی کوچیک هست که در بدترین شرایط خوندنش منو به خنده میاره ینی وقتی هیچی نیست که منو بخندونه میرم سراغشو چندتا از داستاناشو میخونم و کلی میخندم:) با اینکه بارها خوندمش اصلا حس نمیکنم تکراری شده واسم... دلم نیومد پیشنهاد نکنم بهتون:]
حالا بعضیا زیاد اهلِ کتابای طنز نیستن و شایدم خوندنشونو وقت تلف کردن بدونن:| این پیشنهادو اصلا واسه اون دسته افراد ننوشتم و خاص کساییه که هم کتاب خوندن دوس دارن هم خوندنِ کتابای طنزو اتلافِ وقت نمیدونن...
البته به سلیقه ی خودتونم بستگی داره ها... منکه عاشق این چهار جلدی قصه های امیر علی به قلمِ امیرعلی نبویان میباشم:) شما چطور؟!

:)
در پی کامنتای حال خوب کنِ دوستانم واسه پستِ قبل به یه چیزِ جالب رسیدم:)
یکی از چیزایی که واسه حالِ خوب بسیار پیشنهاد شد بستنیِ جان بود:] خب منم خعلییییییییی زیاد با این که بستنی جزوِ حال خوب کناست موافقم...
پس هروقت حالتون گرفته بود خودتونو بستنی مهمون کنید احتمالا جواب میده:)
اصن یه جایی دیده شده من گفتم اگه میخواید جزوِ مقربین من باشید منو به بستنی دعوت کنید و اگر خیلی دیگه میخواید مقرب باشید منو که دعوت کردید سهمِ بستنیتونو بدید به من:) البته تریجیحا صنعتی باشه یا قیفی خخخخخخخ...
حالِ ملت با بغل و بوس و اینا خوب میشه حالِ منم با بستنی خخخخخ:))
و اگه کسیو دارید که پایه ی بستنی خوردناتون توی اوجِ سرماست خعلی قدرشو بدونید و دوسش بدارید:)

راستی بابت کامنتای خوبتونم واسه پستِ قبل خیلی ممنونم:)))

و اینکه به دلایلی کامنتای پستا خصوصی شدن و منم اگه جایی کامنت بذارم به همون دلایل احتمالِ زیاد خصوصیه...
:)
اگه بخواید یه پیشنهادِ خوب واسه عوض کردنِ حال و هوای بد یه نفر بدید چی پیشنهاد میکنید؟!
مثلا چه آهنگی یا فیلم یا کتابی؟
یا مثلا چه کارایی حالتونو خوب میکنه؟
کلا چی باعث میشه لبخند بزنید وقتی ناراحتید؟
پیشاپیش مرسی بابت پیشنهاداتِ خوبتون:)
:)

قرار نیست حال که بنای فراموش کردنِ علاقه ای را که به تو دارم؛ گذاشتم جایی را که تو در دنیایم داشتی؛ خالی کنم و کسِ دیگری را به جایت بیاورم. این جای خالی باید تا ابد خالی بماند تا برایم لحظه لحظه تداعی کند رفتن را...

اینکه رفتی از دنیایم بی شک دردناک بود ولی یادم داد هیچکس حداقل برای من ماندنی نیست؛ یادم داد بعدِ هر رفتنی ضعف نشان ندهم و قوی باشم.

بعدِ از دست دادنت حتی دیگر از دست دادن آسان شدست! مگر آدم بعد از رفتنِ همه اش، چیزی دارد برای از دست دادن؟!

دنیای من بعد از رفتنت آنچنان تهی شد که گویا از ابتدا بخشی از خلاء بوده! مگر تو برای من چقدر بودی؟!

ولی بدان تو در این خلاء جایگزینی نخواهی داشت...

مگر میشود جز تو برای کسی اینچنین دلتنگ شوم؟! برای کسی عاشقانه بنویسم؟ جانم را فدای کسی کنم؟ بدونِ شک، خیر...

تو تا ابد تنها مخاطبِ عاشقانه هایم خواهی ماند...

تا زمانی که قلمم میلغزد فقط از تو مینویسم، فقط برای تو ، فقط...

تو هرچه بودی حتی اگر اشتباه انتخابِ قلبم بودی...

شک نکن بعد از تو تنهایی را بر بودن با هر کسی ترجیج خواهم داد.

:)
میروم و میسپارمت به امانِ خدا! چون برخلاف دیگران امان خدا را امن ترین مکان برای سپردن دلخواه هایم میدانم.
واقعیت را میگویم از فهرست آرزوهایم خط زدمت:/ و تنها در دعاهایم خوشبختیت را از خدا میخواهم نه داشتنت را...
همینقدر کم بود حجمِ دوست داشتنم...ولی تو ۱۰ را در ۳۶۵ و سپس ۲۴ و بعد از آن در ۳۶۰۰ ضرب کن تا حجمِ انتظار کشیدنم را به ثانیه بیابی! فارغ از دردِ انتظارش...
:)

سلام دوس جونیام:)

احوالتون؟

یهویی دلم هواتونو کرد؛ اومدم:)

چه خبرا؟ خوش میگذره؟

راستی یه عده تازه اومدن آرامم:] خوش اومدید دوستانِ جدید...

بدونِ هیچ توضیحِ اضافه ای...خدانگهدار

پ.ن: این یک رفتنِ موقتیست...ولی برگشتنم با خداست:|

:)